محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

809

خلاصة الحكمة ( فارسى )

و ثقيل و بار مىگردد بر آن و عاجز مىآيد سه قوّه [ ديگر و ] قوّه هاضمه از هضم آن ، پس سزاوار است آن هنگام كه امساك نمايد و خود را باز دارد از اكل بسيار و هنوز قدرى خواهش باقى باشد كه دست از آن بازدارد و چون اتّفاقا روزى افراط نمايد روز ديگر تدارك آن را به جوع و گرسنگى نمايد ؛ تا آن كه خوب هضم و نضج يابد و فضول آن از بدن مندفع گردد . پس حافظ صحّت را واجب است كه اعتدال نمايد در اكل در همه وقت ؛ به حيثيتى كه مؤدّى نگردد به سوى گرسنگى بسيار و نه به سيرى و افراط در آن كه محتاج باشد روز دوم كه زياده تناول نمايد و يا آن كه امساك نمايد ؛ زيرا كه انتقال از ضد به سوى ضد ، باعث حيرت و عجز طبيعت و خطرناك است ؛ و لهذا پرخواران اكثر مبتلا به « هيضه » و « موت فجأة » مىگردند و قصير العمر مىباشند . و كسانى كه از قحط برآمدند و يا از امراض از قبيل اسهالات و هيضه و غيرها برخاستند و شروع نمودند به تناول بسيارى و تفنّن در آن ، اكثر هلاك گشتند و نَكس در مرضشان به هم رسيده و به امراض مزمنه گرفتار شدند و بدان سبب هلاك گرديدند . و گاهى بر سبيل ندرت ، به تخليط در غذا احتياج مىشود در حالت صحّت بنا بر قصد بالعرَض ، چنان چه در حالت مرض ، حِميه ضرور و واجب است بالذّات . مطلب سوم : در بيان اختيار غذا به حسب كيفيّت [ و كميت ] [ يعنى ] در آن كه غذاى كسى كه بسيار باشد ، واجب است اقتصار در حالت صحّت به قدر احتمال طبيعت و رفع سيرى به حدّ اعتدال . و اين ، مشتمل است بر دو مقصد « 1 » :

--> ( 1 ) . ب : بر دو مقصد است .